الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
188
نيايش در عرفات (فارسى)
ننمايند . و اگر مطلع مىشدند اى آقاى من ! برآنچه تو اطلاع دارى از من ، مرا مهلت نمىدادند و ترك مىكردند و از من مىبريدند » . سپس عرض خضوع ، ذلّت و مسكنت به درگاه الهى مىنمايد و به علم يقينى خود بر اينكه خدا از او از كارهاى بزرگ سؤال مىنمايد ، تأكيد مىكند كه شايد در آن اشاره به اين باشد كه غير عظائم و امور بزرگ ، مورد سؤال قرار نمىگيرد . يا اگر مورد سؤال قرار بگيرد سختگيرى در حساب و گرفتن جواب سؤال نمىشود . يا اينكه سؤال از كل آنها و از همه كس حتمى نيست و از بعض آنها يا بعض اشخاص عفو مىشود . به خلاف امور بزرگ كه اگر بدون توبه و تدارك بميرد از او سؤال مىشود . و در اين بندها عدل الهى را متذكر مىشود كه به هر صورت با بنده معامله كند جاى سؤال و ايرادى نيست ؛ اگر او را عذب كند به گناهان اوست و اگر عفو فرمايد به حلم ، جود و كرم خود با او رفتار كرده است كه او حاكم عادلى است كه ستم نمىكند . و اگر به عدل با بندهء گنهكار عمل كند موجب هلاكت او مىشود لذا دعا مىكنيم : « ربنا عاملنا بفضلك ولا تعاملنا بعدلك » و در مقام جلب عنايات و تفضل او به خودمان مىگوييم : « يا كريم يا قديم الاحسان و يا غفار و يا جواد » و به اسم العادل در هنگام دعا بر ظالم پناه مىبريم .